#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_347
- بله محدود نیست
به چشمان علیاف زل زد و با تمسخر گفت :
- فکر می کنی که من تاجر محدودی هستم نه ؟
علیاف با ترس جواب داد
- نه من چنین فکری نمی کنم
- خوبه ، با یه اشاره ی من خیلی بیشتر از آنچه که فکر کنی شمش اینجا ریخته میشه ، فهمیدی ؟
علیاف با سرعت و عصبی جواب داد
- بله
- تو تا دو شب دیگه چقدر می تونی جور کنی ؟
علیاف کمی فکر کرد
- بیشتر از چهار میلیارد
- دقیقا چقدر ؟
- باید حساب کنم
- بزار همون چهار میلیارد باشه ، بیشترش رو ول کن
romangram.com | @romangram_com