#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_288


- بخاطر خودخواهیم

- خودخواهی ؟

بهرام پوزخندی زد

- بله مجبورت کردم از بالای برج بپری

آسمان متوجه منظور او شد ، سری تکان داد

- کسی نمی تونه منو به کاری مجبور کنه

بهرام با اخمی در پیشانی جواب داد

- ولی به نظرم من این کار رو کردم

آسمان فکر کرد او راست می گوید ولی لجبازی کرد

- نه من دوست داشتم تجربه کنم

- ولی اگر این تجربه به قیمت جونت تموم می شد چی ؟ من نباید اینقدر اصرار می کردم

- تو منو مجبور نکردی یه پیشنهاد دادی و من قبول کردم

- دلم نمی خواد ، تو بیشتر از اونی که از من بدت می اومد ، بدت بیاد


romangram.com | @romangram_com