#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_205

من رشوه قبول نمی کنم

اینکه رشوه نیست ، فقط یک هدیه است برای کاری که شما برای من می کنید

بهرام تصمیم گرفت تیر آخر را بزند پس به صورتش کمی ملایمت داد و با چشمانی مهربان گفت :

شما واقعا قصد دارید که از فرخی جلو بزنید

سلیمانی با چشمانی درخشان گفت :

بله البته می تونم روی کمک شماحساب کنم ؟

فکر می کنم بتونم فکری برای شما بکنم

پس من روی کمک شما حساب می کنم

15% آقای سلیمان

سلیمانی با صورتی افتاده گفت :

ولی 15% زیاده

پس منم ....

پیش از این جمله اش را کامل کند سلیمانی با عجله قبول کرد

قبول می کنم ... پس موافقین ؟

romangram.com | @romangram_com