#بناز_پارت_176

آرش : بیا زنم و شو و راحتم کن .

خندیدم : ترشت نکنه

آرش : نه عزیزم چرا ترشم بکنه

: آرش تو می مونی مشهد و من میرم اصفهان بزار از هم دور باشیم و یکم به هم فکر کنیم

آرش : یعنی ممکنه ...

: آرش

آرش : بهم قول بده که در موردم فکر می کنی

: باشه آرش در موردت فکر می کنم ولی اصلاً هیچ فکر و خیالی نکن

آرش : من که می دونم از صد در صد صفر درصدم شانس ندارم .

: آرش

آرش : اصلاً نمی خواهم بهم فکر کنی من میام اصفهان کار نداری

: نه

آرش : قربونت خداحافظ

گوشی رو قطع کردم : وای خدا باید با این آرش چیکار کنم

چرا احساس تو بهش نمی گی

برگشتم حسام بود : تو همیشه به حرف های دیگران یواشکی گوش می کنی

حسام اومد رو به روم ایستاد : وقتی اونها بلند بلند حرف می زنند


romangram.com | @romangram_com