#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_471

- آذر از همون اول میخواستت ، من تو رو به هیشکی نمیدم ، تو برای منی ، تا ابد ، ازم دور نمیشی ، ازت خبر نداشته باشم شهرو به هم میریزم ، تو از من محبت ندیده رو آذر زود میتونه رایتو بزنه ، آذر تهدید کرده بود به محض اینکه به سن قانونی رسیدی میفته دنبال کارای اقامتت...این موندنت تو خونه ی تیام به نفع من بود.

- پس آیلین..

- آیلین رو نمیتونستم از مامانش زیاد دور نگه دارم....آیلین هیچ وقت کفتر جلد خونه ی من نبود...ولی تو برای من تنها کسی هستی که بی چشم داشت موندی.

- تنها کسی که تو این زندگی ضرر کرد من بودم ، مگه نه؟

- چه ضرری؟

- هیچ وقت فکر نکردین ممکنه عاشق تیام بشم؟

- تیام بی لیاقت نمیتونه احساسات دختر منو به بازی بگیره.

- از کجا میدونین؟

- فقط کافیه بو ببرم که دلت باهاشه ، بلافاصله برای همیشه از اینجا میریم.

- کجا؟

- یه جایی که دست هیچکس بهت نرسه.

- همیشه برام بریدین و دوختین؟

- من مدیون فرشته ام ، تو این راه خیلی بهم کمک کرد.

- من خودم کار میکردم.

- برات خوب بود ، آیلین بی عرضه است ، یه روز پول تو حسابش نباشه باید مرده فرضش کرد ولی تو میدونی که دو دوتا چارتا یعنی چی.

- من باید بار کنم که براتون مهمم؟

- گفتم که نیازی به باورت ندارم ، همیشه گفتم...

romangram.com | @romangram_com