#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_448


- مگه تو تهرون پیش کی زندگی میکردی؟

- پیش خیلیا.

- من از اینکه یکی هی با کلمات بازی کنه بدم میاد.

- واسه خاطر یه نخ سیگار باید به خوشامد تو فکر کنم؟

- نه ، واسه خاطر اینکه خالی بشی بگو ، زیادی پری.

- غیب میگی؟

- اون روز صورتت کبود بود ، اولین بار که دیدمتو میگم.

- چند شد؟

- چی؟

- سیگار ....پولشو بدم دست از سرم برمیداری؟

- فهمیدم پولدادی.

- تو از من چی میخوای؟

- اینکه بغضتو ول کنی.

- من بغض ندارم.

- داری...چشات داد میزنن که میخوای گریه کنی.

- نمیخوام گریه کنم.


romangram.com | @romangram_com