#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_311
- زمانیکه من بخوام و من فعلا دارم لذت میبرم ، فکر نمیکردم اینقدر لوند باشی.
لحن لعنتیش به چندش ننداختم و من خر کمی دل غنجه گرفتم بابات این تعریف.
- الان تو دید تو من یه حیوون صفتم ، ولی یادت باشه اون جماعتی که از من حرف زدن با من دشمنن ، دوست دارم باز هم ببینمت.
- و من حتما باید به علاقه شما اهمیتی بدم؟
رقصمون تموم شده بود ولی هنوز جلوی هم ایستاده بودیم و همو نگاه میکردیم ، تفریح توی نگاش اذیتم میکرد.
- من حتی اگه بخوام میتونم ...
- پاشا زن خوش مشربی دارم که بی خیالش نمیشی؟
سه جام شراب قرمز هفت ساله خورده بود و لحنش ذره ای شل نبود.
پاشا – غیرت بهت نمیاد تیام.
دست تیام دور کمرم حلقه شد و اینبار تماس تنش به تنم اذیتم نکرد.
تیام – مهمونیت داره کسل کننده میشه.
جواب پاشا رو پیچوند و پاشا فقط پوزخندی زد.
روی یکی از صندلیا که نشستم گفت : خسته نیستی؟
- نه.
- چی میگفت؟
- اون منو میشناسه.
برق کلافگی رو تو نگاش میدیدم.
romangram.com | @romangram_com