#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_237

-منظورت چيه؟

- من اصولا منظوري ندارم.

- تو از آيلين چي ميدني؟

- خودتون از آيلين چي ميدونين؟

- من و آيلين عاشق هميم ، يعني اون اولين عشقمه.

- و سحر؟

- سحر دختري بود که خونوادم برام انتخاب کردن و موقعيت پدرش چيز تاپي بود.

- پس موقعيت جمشيدخان هم کم اثر نيست توي اين عشق نه؟

- آمين يه سوال پرسيدم.

- زندگي خصوصي آيلين به من هيچ ارتباطي نداره.

- اگه منظورت اينه که آيلين دوست پسر داشته اونو که خب اکثردختر دارن.

فقط پوزخند زدم و يادم به اون روزي اومد که تو اوج پونزده سالگيم هرچي ديده بودم رو بالا مي آوردم.

- اين پوزخند چه معني ميتونه داشته باشه؟

- هيچي ، فقط اينکه ايشالا پا هم پيرشين.

لحظه اي سکوت شد و سوال بي مقدمش نگامو به خودش کشيد.

- جمشيدخان چرا تو رو به زور به من قالب کرد؟

- حتما ميترسيده دوماد به اين خوبي از دستش بره.

romangram.com | @romangram_com