#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_226
- اونکه از طرف خودم ميبوسمش.
لبخند ميزنم به طعم شکلات تلخايي که هيچ وقت دوست نداشتم.
- برو خوش باش.
- واست سوغاتي ميارم ، صيامو ببوس.
- ميبوسم.
بوق قطع تماس تو گوشم جولون ميده و دلم از اين تنهايي که ول کنم نيست ميگيره.
- وثوق بود؟
بي نگاه پشت ميزم ميشينم و ميگم که...
- بله.
- همه چي خوبه؟
- واسه اونا آره.
دستاش ستون تنش ميشه و جلوي چشمام روي ميز فرود مياد و تنش طرفم کشيده ميشه و من تن ميکوبم به پشتي صندلي.
- واسه بقيه چي؟
نفرتم تو چشمام بيداد ميکنه و تو چشماش فرو ميره و من فقط نگاش ميکنم.
طرف اتاقش قدم برميداره و با اون ولوم پايين نشات گرفته از عصبانيتش ميغره که...
- من هميشه اينقدر خوب نيستم.
romangram.com | @romangram_com