#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_217
لباي داغتر از دستاشو به گوشم رسوند و و زمزمه کرد که...
- فکر نکنم اين يه بارو آيلين ناراحت بشه.
دستام تو صدم ثانيه به کار افتاد و با همه زور سراغ داشته از خودم کنارش زدم و دوئيدم طرف در و دست کشيدم رو کليدي که تو جاکليدي نبود.
دلم لرزيد و بغضم تو گلوم جولون داد و سر تکيه دادم به دري که با بسته بودنش نابودم ميکرد .
دستاش دور شکمم پيچيد و کوبيده شدم تخت سينش و صداش باز داغ کرد گوشمو.
- باهام راه نياي فقط خودت اذيت ميشي.
لباش پوست گرنم رو ميون خودشون کشيدن و دردي که از مکش تو گردنم پيچيد به گريه انداختم.
زيپم رو با وجود همه تقلاهام پايين کشيد و من فقط هق زدم و وقتي هق هقم خفه شد که لباش لبامو وحشي به تملک خودشون درآوردن.
روي تشک يه نفره که پرت شدم و پيرهن اون از تنش دراومد دلم از غصه پکيد و تنم تو خودش مچاله شد.
دست روي تن برهنم ميکشيد و پر هوس ميبوسيدم و به هوس دلش ميرسيد و من همه دخترانه هامو بالا مي آوردم.
نفس نفسش کنار گوشم به عق زدن مينداختم و لبام که به خون ميفتاد به مرگ دعوتم ميکرد.
درد تو تنم ميپيچيد و جيغمو در مي آورد و اون وحشي تر ميشد .
ازم که سير شدو کنارم روي تشک افتاد تن پر دردمو کنار کشيدم و هق زدم و اون دست طرفم دراز کرد و من بيشتر از هر لحظه تو خودم مچاله شدم و اون از سرجاش بلند شد و کنار گوشم حرفاي مذخرفشو به خورد حال خرابم داد.
- حالا ديگه واقعا زن مني ، زن صيغه اي من.
مردم ، من امشب مردم.
در که پشت سرش بسته شد اشکم خشکيد و دلم پر دردتر از هر لحظه امشب شد.
اگه اين زندگي باشه ، اگه اين سهمم از دنياست
romangram.com | @romangram_com