#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_209
*******
مامان دست روی شونم میذاره و من صورت به مچش میمالم.
- چقدر خوشگل شدی.
- هنر دست شماست دیگه مامانی.
- بگم این آرمان بیاد تو که داره خودشو میکشه که ببینه چه شکلی شدی.
- عروس من نیستما.
میخنده و تلخ میخنده و دل من خون میگریه از این خنده.
آرمان بغلم میکنه و من چقدر عجیب دوسش دارم.
آرمان – خیلی خوشگل شدی.
میخندم و میبوسمش.
آرمان – امشب با من میرقصی؟
- فقط با تو میرقصم.
سارا – جمعش کنین حالم بد شد.
آرمان – ناراحت نشو خوشگله با تو هم میرقصم.
آهو – اعتماد به نفستو قربون.
آرمان – با تو که صددرصد میرقصم.
آهو خندید و مامان تشر زد که از اتاق بیرون بزنیم تا کمک دست خاله مهری باشیم.
romangram.com | @romangram_com