#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_201
- یعنی مزاحمتون نمیشیم تا اینجاش هم خیلی زحمت...
- زحمت نبود ، یه شب خوب بود ، بعد از این همه کسالت تو زندگیم شاید جزء معدود شبایی بود که بهم خوش گذشت ، خیلی وقته از دوران خوب خوش گذرونی فاصله گرفته بودم.
- واسه ما هم همینطور بود.
دست دراز میکنم که صیام رو از بغلش بگیرم که خودشو عقب میکشه و با سر اشاره میزنه که راه بیفتم و دل من به این همه وقارش احسنت میگم و عقلم یه مشت مشتی حواله دلم میکنه و یادم میندازه اولتیماتومای تیام خان ملکانو در مورد نزدیکی به کارن زند.
- من اونقدرا هم بی غیرت نیستم که این وقت شب بذارم تنها بری خونه ، اونم با یه بچه خوابیده.
- ولی...
- دخترخوبی باش و رو حرف بزرگترت نه نیار.
دلم سماجتشو میخواد و عقلم فحش دوعالم رو حواله دلم میکنه.
به خودم که میام عینهو آدمای مسخ کنار دستش نشستم و آهنگ ملایم گوش میدم و تو ذهنم عمق فاجعه رو تخمین میزنم.
" فقط چند لحظه کنارم بشین ، یه رویای کوتاه تنها همین
ته آرزوی من این شده ، ته آرزوی ما رو ببین
فقط چند لحظه کنارم بشین ، فقط چند لحظه به من گوش کن
هر احساسیو غیر من تو جهان واسه چند لحظه فراموش کن
برای همین چند لحظه ، یه عمر همه سهم دنیامو از من بگیر
فقط این یه بارو با من بساز ، همه آرزوهامو از من بگیر
برای همین چند لحظه ، یه عمر همه سهم دنیامو از من بگیر
فقط این یه بارو با من بساز ، همه آرزوهامو از من بگیر...
romangram.com | @romangram_com