#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_182
نگام پر اشک تو صورتش غلت میخوره و انگشت شستش جای سیلیشو رو صورتم نوازش میکنه و چقدر این حرکت ازش بعیده.
- هیچ وقت نیمتونی جذابیت آیلینو داشته باشی.
دستم به پیشونیم میخوره و دست اون دستمو کنار میزنه و باز با اون انگشت شستش که شکنجه گرانه رو صورت خط میندازه اون قسمت دردناک رو لمس میکنه و من از شدت درد لب رژ خوردمو گاز میگیرم.
نگاش روی لبم میمونه و شستش اینبار لبم رو لمس میکنه و من از شدت انزجار صورت کنار میکشم و باز چونم پر از درد میشه و اون از بین دندونای کلید شدش میتوپه بهم که...
- فقط کافیه بخوام ، بخوام تا تمام وجودت بشه مال من ، تا بشی مال من ، پس واسه من صورت اونور نکش ، فقط باید بخوام ولی تو حتی لایق یه معشوقه بودن هم نیستی کوچولو.
یه چیزی تو وجودم میشکنه و من رو نابود میکنه و من میدونم که این مرد از احساس بویی نبرده.
ازم که دور میشه به سختی از سر جام بلند میشم و اون تو جلد رئیس مآبانش فرو میره و میگه که...
- قرار امروزو با وکیلم کنسل کن ، یه زنگ هم بزن کارخونه بابا بعد وصل کن اتاقم ، برای آخر هفته هم کلاس اسکیت صیام رو کنسل کن با مامانش میخواد بره پیک نیک.
با این حرف دلم میلرزه و میدونم که این حس مالکیت روی صیامی که بچه من نیست زیادی برام زیاده.
میخوام از در بزنم بیرون که میگه...
- در ضمن...
به اون آدمی که پشت به من رو به پنجره های سرتا سری اتاق تو اون روز ابری پاییزی بیرون رو دید میزنه می ایستم .
- دوست ندارم فرشته یا جمشید از مسائل خصوصی زندگیم باخبر باشن.
سری تکون میدم و میدونم که این مرد با اومدن آیلین دست از سر من برمیداره و کاش خدا آیلین رو برسونه.
یه حرفایی همیشه هست که از عمق نگاه پیداست
از اون حرفای تلخی که مثه شعر فروغ زیباست
romangram.com | @romangram_com