#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_163

به ماشينيا نگاه ميكنه و ميگه كه...

- پسره آدم هست؟

- حداقلش مثه بعضيا حيوون نيست.

- متلك ميندازي؟

- كارت از متلك گذشته سالار ، تو نمك خوردي و نمكدون شكستي.

- با من بد نباش ، سارا بده تو بد نباش ، دلم تنگ بچگيمونه.

- بچه كه بوديم خيلي مرد بودي ، هرچي بزرگتر شدي جا مردي نامردي ياد گرفتي.

- حيوونه هم كه باشم تا ته دنيا تو برام آميني ، همون كه وقتي اولين بار بغلش كردم يه سالش بود و لپ اناري ، تا ته دنيا سارا و تو برام رفيقين ، منم تا ته دنيا واسه شما دوتا پشتم.

- من و سارا پشت نميخوايم ، مرد ميخوايم.

از اون پورشه ميزنم بيرون و سالار همه چي داره الا يه جو عشق.

*******

سارا جلوم قدم رو ميره و من انگشتامو تندتر حركت ميدم روي كيبورد و نقشو به جونم پذيرا ميشم.

- آمين اگه تا دو ثانيه ديگه از پشت اون مانيتور بلند نشي اون مانيتورو رو سر شوهرت خراب ميكنم.

- ميكشه منو اون شوهرم اگه اين نامه رو تموم نكنم.

فقط سرعت قدماي مهسا حس شد و باز شدن يهويي در اتاق و مني كه قبر ميكندم كنار ميزم.

سارا– بهتره بهش مرخصي بدي چون كلامون بد ميره تو هم.

تيام – بابت چي؟

romangram.com | @romangram_com