#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_151

- يه سوال بپرسم جون آمين نمي پيچوني؟

- بپرس.

- صنم تو با اين بهزاده چيه كه هر بار همو مي بينين رم ميكنين؟

- به نظر تو من اينقدر خاك تو سرم كه با همچين مردي صنم داشته باشم؟

- قرار شد نپيچوني.

- چي ميخواي بدوني؟

- اينكه چرا وقتي ميبينيش دلت ميخواد زودي جا خالي كني.

دست دور زانوهاش انداخت و چقدر اين مدل پا تو سينه جمع كردن به اون هميشه خواهر مي اومد.

- يه زماني خواستگارم بود و بابا و سالار گير داده بودن بله بگم ، انگار مرتيكه چه تحفه اي هست ؟ ازش خوشم نمياد ، خيلي با كلاسه ، رو مخمه ، از همه چي تموميش بدم مياد ، آمين شايد پنجاه درصد اومدنم از اون خونه بيرون بابت خواستگاري همين عوضي باشه.

- ديوونه اي سارا ؟ مگه بهزاد...

- دقيقا مشكل من همين مشكل نداشتنشه ، من عادت ندارم كه يه مرد اينقدر خوب باشه ، ازش بدم مياد ، چون پولداره ، بسمه ، اين همه مرد پولدار دور و برم بود چه گلي به سرم زد ؟ همين سالار مگه كم خوبي داره ؟ چرا اينجوري كرد با اين دختر ؟ آمين من از مردايي ميترسم كه مثه بابام و داداشمن ، بعضي وقتا فكر ميكنم جمشيدخان با همه نامرد بودنش اونقدر مرد بود كه اين همه سال پاي عشقش وايسه.

- چرا تو نگاه تو همه يكين؟

- نباشن ؟ وقتي تيامي رو ميبينم كه واسه من خوب بوده اين همه سال و واسه تو نارويي خرج ميكنه نگاهم يكي نباشه ؟ آمين گناه تو چيه ؟ اينه كه عادت به شكايت نداري ؟ دِ دختر يه بار داد بزن و حقتو بگير ، اين همه خوب بودن تاوان داره آمين.

- مگه مامانم شكايت كرد ؟

- تو شكايت كن ، حداقل جلوي اين تيام اينقدر خانوم نباش ، از من به تو نصيحت كه تيام مرده اون چيزيه كه به دستش نياد ، به دستش نيا كه مردت بشه ، بازي با تيام بازي با اعتبار جمشيد خانه ، بازي با آينده آيلينيه كه عاطفه سرش نميشه ، حقتو بگير ، به تيام به چشم حقت نگاه كن ، فقط حق ، تو مرامت عشق راه نده.

- عجيب شدي امشب.

- بي خيال ...خبر داري سهراب ميخواد واسه خرپولاي شهر چند تا شوي لباس راه بندازه ؟ فقط آدماي خاص دعوتن ، من و آهو كه قبول كرديم مدلش بشيم و بريم رو استيج ، لنگ توييم ، هستي ؟ خوب پولي ميده.

romangram.com | @romangram_com