#به_من_بگو_جذاب_پارت_317
″دفتر اسکیت توی اتاق بغلیه. تا جایی که من می دونم اصلا ازش استفاده نمی کنه پس تو می تونی وسایل جواهرسازیت رو اونجا بذاری. اصلا متوجه نمیشه،مگه اینکه کنترل تلویزیون رو که بالای کمد فایل نگه میداره گم کنی.″
درِ جلو محکم کوبیده شد و حتی صدای شبکه ی گلف هم نتونست صدای عصبانی قدم ها و به دنبالش صدای غرش طلبکار پسرِ محبوب واینت رو پایین نگه داره:
″مگ کجاست؟″
دالی به راهرو نگاه کرد و گفت:
″به فرانسی گفتم باید نیویورک می موندیم.″
فصل هجدهم
اسکیت در جواب ورود بی اجازه ی تد صدای تلویزیونو بالا برد. مگ خودشو کنترل کرد و سرشو برد توی نشیمن و گفت:
″سوپرایز!″
کلاه لبه دار تد روی چشمهاش سایه انداخته بود ولی فک سفت و محکمش یه هوای طوفانی رو نشون میداد،گفت:
″اینجا چکار می کنی؟″
مگ به مبل تاشویی که اسکیت روش بود اشاره باشکوهی کرد و گفت:
″یه معشوقه ی جدید پیدا کردم. متاسفم که اینطوری فهمیدی.″
اسکیت غرغر کرد:
″برنامه ی گلف مرکزی داره پخش میشه و من هیچی از حرفاتون رو نمی شنوم.″
romangram.com | @romangram_com