#به_من_بگو_جذاب_پارت_193


"قبل از اینکه حرف بزنیم حتی یک قدم دیگه هم سمت اون تشک برنمی داریم."

تد احمق نبود غرید ولی از حرکت ایستاد و گفت:

"من هیچ بیماری ای ندارم. بعد از لوسی با هیچ کس نبودم و از اونجایی که آخرین بار چهار ماه پیش بوده اگه یکم عجولم باید درک کنی."

"بعد از لوس با کسی نبودی؟واقعا؟"

"کجای چهار ماه لعنتیو نمی فهمی؟"

تد با لجبازی نگاهش کرد انگار که منتظر یه دعوا بود،بعد اضافه کرد:

"من بدون کاندوم هیچ جا نمیرم. می تونی هرجور می خوای فکر کنی. من اینجوریم."

"همون قضیه ی تد بودین بودن و اینا!!!"

"همین که گفتم."

"چهار ماه،ها؟برای من اینقدر طول نکشیده."

دروغ بود. رابطه ی فاجعه برانگیزش با دنیل راهنمای قایقرانیِ استرالیایی هشت ماه پیش تموم شده بود. اون هیچ وقت خودشو درگیرِ رابطه هایِ یه شبه نمی کرد،چیزی که از حرفهای مادرش در موردِ سکس یاد گرفته بود. متاسفانه اون حرفها مانع نشده بود که چند تا انتخابِ بد انجام نده. خیلی از دوستهاش گفته بودن مگ عمدا مردهایی رو انتخاب می کنه که هیچ وقت بهش پایبند نمی موندن چون خودش هنوز آمادگیِ بزرگ شدن رو نداره.

مگ با غرور گفت:

"من هم هیچ بیماری ندارم و قرص ضد بارداری مصرف می کنم. البته این باعث نمی شه که یکی از اون کاندوم هایی که بدونِ شک به صورتِ جینی خریدی رو استفاده نکنی. از اونجایی که اینجا تگزاسه سرزمینی که مردم به ندرت اسلحه هاشون رو پنهان می کنن اگه حامله بشم یکی از اون اسلحه هارو پیدا می کنم و مغزتو داغون می کنم. دارم بهت هشدار میدم."

"خوبه. همه چیز حل شد."

romangram.com | @romangram_com