#به_من_بگو_جذاب_پارت_140
صدای سیفون توالت اومد،توری گفت:
"منظورت از تنها چیه؟اتاقِ ما بود، دکس توی حموم بود. تد اومده بود یه سری بهمون بزنه."
"اتاقتون؟ فکر کردم توی واینت زندگی می کنی."
از دستشویی بیرون اومد و با کمی افسوس به مگ نگاه کرد و گفت:
"ما بچه داریم مگ!بــچــه!! دو تا دختر کوچولوی فوق العاده که با تمام وجود دوسشون دارم اما اونها کاملا به من رفتن که یعنی من و دکس هر چند ماه یه بار سعی می کنیم از دستشون فرار کنیم تا با هم تنها باشیم."
دستهاشو شست و ادامه داد:
"گاهی اوقات یه آخر هفته ی طولانی می ریم دالاس یا نیواورلئانز. اما معمولا یه شب توی مهمان خانه می مونیم."
مگ سوال های بیشتری داشت اما باید چوبهای تد رو کنار می گذاشت و انعامش رو می گرفت.
تد رو کنار مغازه ی تجهیزات گلف در حال صحبت با کنی پیدا کرد. وقتی مگ نزدیک شد تد دست کرد توی جیبش. مگ نفسش رو حبس کرد. درسته دو تا روکش باقیمونده اش رو هم گم کرده بود ولی باعث نشده بود حتی یه حفره رو از دست بده و اگه اون خسیس...
"بیا مگ."
یه صد دلاری!!
مگ زمزمه کرد:
"واااو. فکر کردم باید یه میز آرایش بخرم تا بتونم همچین پولی دربیارم."
تد گفت:
romangram.com | @romangram_com