#به_من_بگو_جذاب_پارت_138
حداقل به جز مگ یه نفر دیگه هم عقده های اسپنس رو درک می کرد. مگ با نگاهی به اطراف به دنباله روکش جدیدی که به نظر می رسید گمش کرده گشت و گفت:
"روی هدفِ بزرگت تمرکز کن آقای شهردار. اگه قصد داری با این پروژه محیط زیستِ محلی رو خراب کنی باید بیشتر مثل توری عمل کنی و برای خوشحال کردن اسپنس بیشتر تلاش کنی."
تد تیکه ی مگ رو ندیده گرفت:
"ببین کی داره راجع به خوشحال کردن اسپنس حرف می زنه! اگه یکم باهاش بهتر باشی به جایی برنمی خوره!! قسم می خورم یه دعوای عمومی باهات راه بندازم تا بفهمه دقیقا تا چه اندازه عشقت به من یه طرفه است."
تد ضربه ی بلندی زد،چوب رو به سمت مگ پرت کرد و رفت.
به لطفِ توری،اسپنس و کنی با یه حفره برتری برنده شدن. بعد از اون مگ به سمت رختکن خانومها رفت که کارکنان حق استفاده ازش رو نداشتن ولی چون با تعداد زیادی از محصولاتِ بهداشتی که متاسفانه خودش نداشت مجهز بود ازش استفاده کرد. همونطور که صورتِ داغ و سورانش رو با آب سرد می شست توری کنارِ روشویی بهش ملحق شد. به نظر می رسید برخلاف مگ گرما توری رو اذیت نکرده چون فقط کلاه آفتاب گیرش رو درآورد تا موهای دم اسبیش رو دوباره ببنده بعد نگاهی به اطراف انداخت تا مطمئن بشه کسی اینجا نیست و پرسید:
"واقعا چه رابطه ای بین تو و تد هست؟"
"منظورت چیه؟مگه شایعات رو نشنیدی که من لوسی رو فراری دادم تا خودم تد رو به دست بیارم؟"
"من باهوشتر از چیزیم که به نظر میاد. و تو هم زنی نیستی که عاشقِ مردی بشه که ازش متنفره."
"فکر نمی کنم به اندازه ی قبلا ازم متنفر باشه. الان بیشتر یه دوست نداشتنِ معمولیه."
توری موهاشو تکون داد،بعد دوباره جمعشون کرد و گفت:
"جالبه."
مگ لیفی از توی قفسه کنار روشویی برداشت و زیر آب سرد گرفت و گفت:
"به نظر نمی رسه تو هم از من متنفر باشی؟چرا؟ همه ی مردم شهر از من متنفرن."
romangram.com | @romangram_com