#به_من_بگو_جذاب_پارت_125
"دِکس؟"
کنی لبخند زد:
"نه.دکس کاملا از خودش مطمئنه."
به نظر می رسید تد بیشتر داره سخنرانی می کنه تا رقصیدن و وقتی که اون و توری برگشتن سر میز یه صندلیِ خالی آورد و اونو تا جایی که می تونست دور از اسپنس نشوند. البته این باعث نشد که توری از مزیت های واینت به عنوان یه محل عالی برای ساختن زمین گلف حرف نزنه و سعی کنه بفهمه اسپنس چقدر ارزش داره، اونو به مهمونی روز دوشنبه، چهارم جولای نامادریش، دعوت کرد و مجبورش کرد شنبه عصر یه بازی گلف باهاش داشته باشه.
به نظر می رسید تد داره زجر می کشه و فوری اعلام کرد اون و کنی هم بهشون ملحق میشن. توری نگاهی به مگ انداخت و برق بدجنسانه ی توی نگاهش توضیح داد که چرا تد می خواسته اونو از اسکیپجک دور نگه داره.
"قراره که مگ دوباره کدی تو باشه، درسته؟"
تد و مگ هر دو همزمان گفتند:
"نه!"
اما کنی به دلایل نامعلومی تصمیم گرفته بود که این فکر خوبیه و همراه با اسپنس گفته بودن که بازی بدون مگ خوش نمی گذره، فاجعه ی دیگه ای در راه بود، وقتی اسپنس رفت دستشویی، مکالمه هوشیارانه تر شد. توری به تد گفت:
"من نمی تونم بفهمم. آدم ها ی اسپنس بهار گذشته گفتن که اون واینت رو حذف کرده و تصمیم گرفته توی سَن آنتوان زمین گلفش رو بسازه. بعد یه ماه پیش بدون هیچ هشداری دوباره پیداش شد و گفت واینت توی لیستش هست. دوست دارم بدونم چی شد که نظرش عوض شد ."
تد گفت:
" مردم سن آنتوان هم به اندازه ی ما تعجب کردن. فکر می کردن دیگه قرارداد رو بستن."
توری برای یه نفر اون طرف سالن دست تکون داد و گفت:
"خیلی براشون بد شد. ولی ما بیشتر از اونها به این زمین گلف نیاز داریم."
romangram.com | @romangram_com