#به_من_بگو_جذاب_پارت_121


"اون مطمئنه تد هم کم کم عاشقش میشه."

توری بدون گرفتن نگاهش از مگ آبجوی تد رو بهش برگردوند و جواب داد:

"من اعتماد به نفست رو تحسین می کنم."

مگ دستهاش رو به دو طرف دراز کرد و گفت:

"چرا نباید عاشقم بشه؟منو ببین!"

مگ انتظارِ پوزخند داشت ولی توری گفت:

"جالبه."

تد آبجوش رو از دسترس توری دور کرد و جواب داد:

"اصلا هم جالب نیست."

توری نگاهی به گوشواره های سلسله ی سونگ مگ انداخت بعد گفت:

"به احتمال زیاد هنوز در مورد نقشه ی جدیدِ نامادریم برای جمع آوریِ پولِ تعمیر کتابخونه چیزی نشنیدی."

تد گفت:

"شلبی در مورد هیچ برنامه ای با من حرف نزده."

توری با دست اشاره کرد که ساکت شه و ادامه داد:

romangram.com | @romangram_com