#به_سادگی_پارت_166
- باشه ...
- مزاحم کارت نمیشم خانوم مشاور ...
- خوشحال شدم گلدار ...به خاله سلام برسون...بای بای
گوشی را قطع کرده بودم ... باید دنبال چیزی میگشتم بخورم ... در یخچال را باز کرده بودم در رویای یافتن خوراکی های خوشمزه ... گوشی زنگ خورده بود ... دویده بودم در اتاق ... بامداد ... سر ظهر شنبه چه کاری میتوانست داشته باشد ...
- سلام
- سلام... خوبی ؟
- ممنون ...شما خوبید ؟
- خوبم ... انجمنی ؟
- نه ... موندم خونه درس بخونم ...
- میتونی 2 ساعت بیای بیرون ؟
مدل جدید سوال کردن بود ؟ مثلا چه کسی میتوانست در این موقعیت بگوید نه ؟
- چرا ؟
- دارم از شرکت میام بیرون ... تو هم که باید ناهار بخوری ... هم ناهار میخوریم هم بستنیتو میدم ...
- نه بابا ... اون بستنی رو فراموش کنید ...
- فسقلی باز تعارف تیکه پاره نکن ... دیشب اصلا نخوابیدم ... منو به حرف نگیر ... حاضر شو میام دنبالت زودم برت میگردونم به درست برسی
یکی نبود بگوید خب تو که به نظر آدم اهمیت نمی دهی چرا زنگ میزنی ؟
حاضر روی مبل نشسته بودم ... آمده بود ... بیخوابی و خستگی اش کاملا مشهود بود ...
- سلام ...
romangram.com | @romangram_com