#_به_من_بگو_لیلی_پارت_412
بالاخره جلوی در واحدشون بود. زنگ رو زد و منتظر موند. دو دقیقه طول کشید تا در باز بشه و صورت متعجب آقای احمدزاده جلوی چشمش بیاد.
- سلام نسیم خانوم!
- سلام.
- امری داشتید؟
- ...
- با آهنگر تماس بگیرم؟
- ...
- نکنه باز اتفاقی افتاده؟
- نمی دونم. اتفاقی افتاده؟؟!!
- بله؟!
- ظاهراً شما زودتر باخبر میشید!
romangram.com | @romangram_com