#_به_من_بگو_لیلی_پارت_174


- با پول یکی دیگه می پوشیدی!

- خب باشه. مگه می دزدیدم؟ خودشون با رضایت کادو می دادند!!

- ...

- اصلاً من اگر آقا بالاسر می خواستم که شهر و خانواده ام رو ول نمی کردم!

- نینا از یه نفر که این موردها رو زیاد دیده قبول کن!... این مدل زندگی هیچ آینده ای نداره.

- حال که داره... این کاری که شما واسه من جور کردید، حال هم نداره!

نسیم لبخند زد و گفت: من مخالف اینکه از خانواده دور شدی یا می خوای مستقل باشی نیستم. تو همه جای دنیا جا افتاده، ولی تو ایران هنوز تابوئه. خود من تنها زندگی می کنم...

نینا ابروش رو بالا انداخت اما اظهار نظر نکرد.

- ولی با خانواده ام رابطه ی خیلی خوبی دارم. هر وقت بتونیم همدیگه رو می بینیم. همیشه ی خدا هم دلمون واسه هم تنگ میشه.

- ...

- فکرش رو بکن! دستت که تو جیب خودت رفت. یه مدت که موسسه و مسئول های اون خونه دیدند همه چیز طبیعیه... می تونی بری جدا بشی. موقعیت های شغلی بهتر برات پیش میاد، درس می خونی، پیشرفت می کنی.


romangram.com | @romangram_com