#_به_من_بگو_لیلی_پارت_102


- با توجه به شناخت من از شما، این دلایل رو می تونه داشته باشه ولی اگر انقدر اصرار دارید که سکوت کنید، می تونم حدس های بعیدتر رو هم اضافه کنم.

همچنان با اخم های تو هم، نشسته بود و حرفی نمی زد. مثل پسربچه هایی که با اسباب بازی نمیشه خرشون کرد. نسیم جدی تر ادامه داد: دزدی؟ اختلاس؟ رشوه گیری؟ پارتی بازی؟ فساد اخلاقی؟...

- بس کن!!

- مورد آخری بود، نه؟

- نه!

- از واکنشتون مشخصه که همون بود.

- متاسفم که قوه ی تخیلت رو ناامید می کنم... ولی نه!!!

- با یکی از دخترهای دانشجو؟؟

با حرص جواب داد: نه! یه دعوای ساده تو دانشکده، یه بچه دانشجوی پررو به من توهین کرد. تهمتی رو زد که نتونستم جوابش رو ندم. درگیری یه کم فیزیکی شد. همه سریع دست گرفتند که جنجال به پا کنند. شانس آوردم که فیلمش فقط تو مداربسته ضبط شده بود وگرنه...

با دیدن لبخند روی صورت نسیم ساکت شد. چشم های خوشرنگش رو ریزتر کرد و گفت: فکر می کنی خیلی باهوشی؟!

نسیم گردنش رو کج کرد و مظلوم گفت: چرا مسئول دانشگاه باید یه دانشجوی معمولی رو به شما ارجحیت بده؟


romangram.com | @romangram_com