#به_همین_سادگی_پارت_98
با بوق دوم صدای امیرعلی تو گوشی پیچید، همیشهی خدا توی سلام کردن پیش قدم بود حتی اگه طرف پشت خط تلفن ناشناس باشه.
-سلام محیا خوبی؟ چیزی شده؟
از تو آینه به قیافه پنچرم نگاه کردم و چه دلم وسط این حرفها یه عزیزم میخواست.
-سلام. حتما باید چیزی شده باشه من به آقامون زنگ بزنم؟
صدای خندهی کوتاهش رو شنیدم که حتم دارم به خاطر لحن لوسم بود.
-نه درست میگی شما. حالا خوبی؟
امروز حوصله مقدمه چیدنم نبود.
-نه. آخه امیرعلی امروز اولین کلاسمه.
-خب به سلامتی، موفق باشی.
لحن گرمش لبخند نشوند روی لبهام و با همین جمله ساده هم میتونست استرس رو دور کنه.
romangram.com | @romangram_com