#به_همین_سادگی_پارت_266


-نچ، راه نداره .

-کیه عطیه؟ باز که چسبیدی به تلفن؟ پاشو کارها موند.

صدای عمه رو شنیدم و پوفی که عطیه کشید و به عمه گفت:

-مامان جان دو دقیقه استراحت هم بد نیست ها...

- تو که همه‌ش در حال استراحتی مادر، مگه چی‌کار کردی؟

صدای عطیه بالا رفت و مثل این‌که این دعواهای زرگری مادر و دختری، دم عید تو همه‌ی خونه‌ها بود.

- من همه‌ش در حال استراحتم؟ آره راست میگین، اگه از صبح مثل خر کار کردنم رو در نظر نگیرین بله الان دارم نفس می‌کشم و استراحت می‌کنم.

-بی‌ادب. حالا کیه پشت تلفن یه ساعته معطلش کردی؟

-الو، خودشیرین هنوز هستی؟

این بار با من بود، خنده‌م رو جمع کردم.

romangram.com | @romangram_com