#باز_آ_و_بر_چشمم_نشین__پارت_124
از وقتی که قرار شده بود با عمه و پدرت برای مداوا به خارج از کشور بری دلهره داشتم ..نمی توانستم آرام باشم … دلم نمی خواست لحظه ای نگاهم رااز تو بگیرم … می دانستم که دلتنگت خواهم شد … اما چاره چه بود ؟ باید تحمل می کردم …باورم نمی شد در آن مدت کوتاه همه ی کار ها رو به راه شود و به آن زودی راهی سفر شوید … برایم غیر منتظره بود …
از تو کمی دلگیر بودم ..هنوز سر حرفت مانده بودی …بیشتر از خودت به من فکر می کردی … به خوشبختی من ..اما آیا مگر نمی دانستی که من بی تو هیچ نیستم … رنگ خوشبختی را هم نخواهم دید ؟
********
با چشمانی گریان سوار ماشین آقاجونم شدم….. باریدن آن همه اشک به اختیار خودم نبود….دلم از رفتنت گرفته بود.فقط به این امید که روزی بتوانی روی پاهایت بایستی ته دلم آرامشی را احساس می کردم که سر پا نگهم می داشت…. به این امید می توانستم نبودن و ندیدنت را تاب بیاورم….
مادرم هم اشکهایش را پاک کرد و نگاهی به من انداخت:گریه نکن عزیزم…. به این فکر کن که بعد از مدتی می تونه با پای خودش صحیح و سالم برگرده….
و آقاجون هم ادامه ی حرفش را گرفت:خدا بزرگه… به خدا توکل کن دخترم….حتماً خوب می شه… تو الان باید محبتت را به صفا ثابت کنی…. اون بیشتر از هر زمانی به بودن و محبت تو نیاز داره…..
و من به این فکر می کردم که اگر این طور هست چرا نپذیرفتی که عقدمان رسمی شودچرا نخواستی من هم در این سفر طولانی همراهت شوم؟!!
از افکارم جدا شدم مادر گفت:خوبه که سیمین هم همراهشون رفت….. اینطوری خیالم راحت تره….
به خانه رسیدیم .چراغهای خاموشتان خیلی توی ذوق می زد.حال گرفته ام را گرفته تر می کرد…. آهی پر حسرت و پر از دلتنگی کشیدم و به دنبال پدر و مادر روان شدم.
صدای باز شدن در ساختمان خانه ی عمو را شنیدم… رامین بود.با دیدنش پا سست کردم و سلام گفتم.
ـــ سلام… رفتن؟
سر تکان دادم و سوزش اشک را در چشمانم حس کردم.
ـــ امیدوارم به سلامت برگرده….
اشکهایم را مهار کردم:امیدوارم.
صدایم پر از بغض بود پر از غم…
کمی این پا و آن پا کرد می دانست حالم خوب نیست:خیلی خب … برو بخواب…. به هیچ چیز بدی هم فکر نکن…. به اتفاقهای خوب فکر کن.
حال صحبت نداشتمزیر لب گفتم: شب بخیر.
ـــ شبت بخیر.
ومثل همیشه ایستاد تا از تیر رس نگاهش خارج شدم….
دقایقی بعد من بودم و تنهائی و سکوت اتاقم که با هق هق آرام گریه ام شکسته می شد…..
******
romangram.com | @romangram_com