#باورم_شکست_پارت_745
- ممنون برای همه ی بودن هات. ممنون برای تمام دقایقی که کنارم بودی تا خودم رو پیدا کنم. خوشحالم که هستی.
دستش را در دست گرفت و باز هم در سیاهی چشمهایش گم شد.
- خوشحالم که کنارمی
- هستم.
- و حالا آماده ای برای یک زندگی مشترک؟
آمده بود تا زندگی اش را تغییر دهد. آمده بود تا در این طوفانی که به ناگاه به زندگی اش افتاده بود، همراهش باشد. آمده بود تا آرامش از نوعی خاص را به ارمغان بیاورد. سوغاتی فرنگش بود.
سرش را روی سینه اش گذاشت و عطر تلخش را با ولع به ریه هایش فرستاد، دستش را دور کمرش محکم کرد و لبخندی عمیق را سنجاق صورت کرد.
"هستم" و "خواهم ماند".
romangram.com | @romangram_com