#باورم_شکست_پارت_732

زبانش را روی لبش کشید و ادامه حرفش را برید.
- غیر از اینکه من چی؟
- ببخشید. من کمی عصبانی هستم.
- و من منتظرم بگی چی شده؟
مردد نگاهش کرد و به سمتش رفت.

- قضاوت.
- نداریم.
- تو امروز به من زنگ نزدی.
به زحمت لبخندش را کنترل کرد و در آغوشش کشید.

- من به شدت سرم شلوغ بود و تنها دلیلی که زنگ نزدم این بود که می خواستم از نزدیک باهات حرف بزنم.
کمی فاصله گرفت و نگاهش را بالا کشید.


romangram.com | @romangram_com