#باورم_شکست_پارت_623
- اینجوری؟
با ابروهای بالا رفته نگاهش کرد. کمی اذیتش می کرد به جایی بر می خورد؟
- راست میگی . اینطور اذیت میشی. بهتره بریم تو اتاق.
"امیرآراد" خجالت زده اش خنده ی پرصدایش را به دنبال داشت و بیشتر به خود نزدیکش کرد.
لباسش را عوض کرده بود تا کمتر بوی عطر تلخش زیر بینی یلدا بپیچد. با همان دستی که دورش پیچیده بود موهایش را به بازی گرفت.
- چرا به من میگی ماه پیشونی؟
لبخندی زد و بوسه ای روی سرش نشاند.
- پیشونی بلند و روشن.
- زشته؟
romangram.com | @romangram_com