#باورم_شکست_پارت_606


در اتاق که بسته شد، چادرش از سرش کشیده شد و در حجمی گرم فرو رفت و دستی روی کمرش کشیده شد.
شالش را از سرش کشید و موهایش را آزاد کرد. سرش که در موهای یلدا فرو رفت، چشمهایش بسته شد و نفسی عمیق خود را مهمان کرد.

- امیرآراد.
- جون دل امیر آراد.
- لطفاً...
- بذار آروم بگیرم یلدا، این مدت سخت بود. سخت بی انصاف.
دستش را بالا آورد و روی سینه اش گذاشت. محرمش بود اما حجب و حیای دخترانه اش مانع از ...

- امشب ماه پیشونی من بودی، امشب من از دقیقه ی اول که دیدمت نتونستم چشم بگیرم.
سرش را بیشتر در موهایش فرو برد و دستش را محکمتر دورش پیچاند.

- بوی عطرت رو دوست دارم.

romangram.com | @romangram_com