#باورم_شکست_پارت_449

- سلام خان جون... بله تا یک ربع دیگه... نه ...
سرش را به سمتش برگرداند. نگاهی مردد انداخت و ...

- استاد محتشم زحمت کشیدند و من رو می رسونند.
- .....
- من گفتم مزاحم نمی شم... اما....
- .....
- بله... چشم... من می گم بهشون.
- ....
- خدانگهدار.
گوشی را در جیب مانتو اش گذاشت و کمی به سمتش متمایل شد.
- خان جون سلام رسوندند.
- سلامت باشند.
- گفتن بهتون بگم تشریف بیارید منزل.

romangram.com | @romangram_com