#باورم_شکست_پارت_390
- نه خان جون، دو روز دیگه که درسم تمام بشه باید همین کارها رو انجام بدم.
- ان شاء الله ...
کاش زودتر درسش تمام می شد و می توانست به آرزوی دیرینه اش برسد.
- حاج خانم، کم کم رفع زحمت کنیم.
- شب تشریف داشته باشید.
- یک دنیا ممنون ؛ رفع زحمت می کنیم.
مراسم خداحافظی چندین باره تمام شده بود و حالا با خیال راحت می توانست تا خود مشهد سرش را روی شانه ی مونس بگذارد و خستگی امروز را از تن بیرون کند.
- خسته نباشی مهندس .
- خواهش می کنم؛ اما امیرآراد هستم، فقط امیر آراد.
با همان چشم بسته، گل لبخند روی لبهایش نشست و برای جلوگیری از بلند شدن صدای خنده اش لبش را به دندان گرفت و خنده اش را خفه کرد.
امیرآراد... فقط امیرآراد
romangram.com | @romangram_com