#باورم_شکست_پارت_316
- پس چرا نمیری؟
- خب هر چی فکر کردم دیدم رفتنم موضوعیتی نداره.
- موضوعیت یعنی چه؟ خواستگاری برادرت موضوع نیست؟
- یلدا ، فقط میرن حرف بزنند و به توافق برسند.
این دختر قطعاً حالش خوب نبود. حاضر بود قسم بخورد که حالش بد است.
- خب ،این کافی نیست.
- در هر حال من نمیرم. به مامان هم گفتم ، قبول کرد.
- اون دیگه چرا عقلش رو داده دست تو؟
- میگه بهتر، می ترسم بیای و کار رو خراب کنی.
صدای خنده اش که بلند شد ،اگر ذره ای شک داشت به یقین رسید که این دختر دیوانه شده.
- در هر حال من و بهار پنج شنبه نمی ریم، ولی برای خواستگاری رسمی افتخار میدیم به لیلی جان.
- باشه. اما به نظر من کارت درست نیست.
romangram.com | @romangram_com