#باورم_شکست_پارت_263

- چی بگم؟
- قضیه ی خواستگاری؟
- قرار گذاشتن برای پنجشنبه.
- به سلامتی و مبارکی.پس چرا خوشحال نیستی؟
اشک نیش زده در چشمانش را که دید، دستش را گرفت و نرم فشرد.

- امین که دور نمیشه . همه چیز بستگی به خودت داره. تویی که میتونی اداره کنی این ارتباط رو.
- اگر لیلی نذاره؟
- خودت هم میدونی که لیلی اینجوری نیست؛ پس تو هم این افکار خام رو از خودت دور کن.
- من که پدر کشتگی ندارم باهاش. امیدوارم اون هم حرمت شکنی نکنه.
- نگران نباش آرزو جان. همه چیز درست میشه.
حرفش تمام نشده، تنه محکمی خورد و به جلو پرتاب شد.

- شرمنده خانم بزرگ، نصیحت هاتون ناقص موند.

romangram.com | @romangram_com