#باورم_شکست_پارت_261
چه چیز متفاوتی داشت؟ مثل همیشه بود دیگر. آرزو هم به چه موضوعاتی فکر میکرد. حالا بر فرض هم که متفاوت، چه صنمی با آنها داشت؟ استاد بود دیگر. متفاوت بودن دیگر چه بود؟!
شانه ای بالا انداخت و کیفش را روی شانه اش محکم کرد و از کلاس بیرون رفت.
- ساعت بعد و طاهری رو چه کنیم؟
- قبلاً چکار می کردیم؟
- یلدا اصلاً تو فضا نیستی؟
- آرزو گمانم اومدیم اینجا برای درس خوندن
- حالا این مابین کمی هم ...
گاهی اوقات یک چیزهایی تغییر ناپذیرند و آرزو جزء همان دسته بود. دست از شوخی بر نمی داشت.
- از خواستگاری چه خبر؟
جملات گاهی زیادی اثر گذارند. همین جمله کافی بود تا قریحه ی طنز آرزو خاموش شود و به دنبالش راه بیفتد.
- من در جریان نیستم.
romangram.com | @romangram_com