#باورم_شکست_پارت_254

- آمار دادن دیگه
نیشخندش به هیچ وجه خوشایند نبود ، اما حرفی هم نمی شد زد. حرفهایش در کمال صراحت بامزه ادا می شد.

- بخند فرزندم، راحت باش.
جمله اش خنده ی بلند خودش را به دنبال داشت . چنان می خندید که گویی جالب ترین طنز دنیا را برایش تعریف کرده اند.


- کبکت خروس میخونه جناب محتشم
- تو که میدونی من همیشه همین جوری هستم.
- خنده و سر خوشی مدام ایجاد شبهه می کنه.
- منظورت اینه که من دیوانه ام؟
شانه ای بالا انداخت و خنده اش را پشت انگشتانش پنهان کرد.
- خب، موضوع چندان مهمی نیست.
- نگاه دیگران مهم نیست؟

romangram.com | @romangram_com