#باورم_شکست_پارت_216


- عمه بریم باغ گردی؟
مونس ریز نگاهش کرد و آرام از جایش برخاست. با اجازه ای گفت و دست در دست دخترک نهاد و از آنجا دور شد.

- کم کم داره سرد میشه؟
- هر روز سردتر.
- عمه؟
- جان عمه؟
جان گفتن از زبان هر کسی مزه ی خاص خودش را دارد. یکی، نقل و یکی شکر پنیر.

- عمه قرار بود یک روزی قصه بگید
- این همه مه لقا قصه میگه کافی نیست.
- اون قصه ها فرق داره.
- من قصه ندارم.

romangram.com | @romangram_com