#باورم_شکست_پارت_196
- ناهار آماده ست
- حسابی به زحمت افتادید حاج خانم
- تعارف نکن مادر ،بفرما
آبگوشت را باید روی زمین نشست و نوش جان کرد. سفره ی خوش آب و رنگ و پر و پیمان سیر را به اشتها می آورد، چه رسد به گرسنه.
سبزی خوردن تازه چهار گوشه ی سفره و کاسه های سفالی که پر از ترشی و سیر ترشی به اندازه کافی رنگ و لعابی به سفره داده بود،دیدنی.
دیر زمانی بود سفره ی رنگینی در خانه و کاشانه اش انداخته نشده بود. اگر می شد به محل زندگی اش ،خانه و کاشانه اطلاق کرد.
بسم اللهی گفت و شروع کرد . بغض مچاله شده ی بیخ گلویش، فرو دادن لقمه ها را سخت می کرد و او را مجبور به مدارا. دیر زمانی بود دچار بود.
- دستتون درد نکنه . مثل همیشه
- نوش جان . یلدا مادر...
- چشم ،شما بفرمایید من جمع می کنم.
وسایل سفره را سریع جمع کردند و به آشپزخانه بردند. همه چیز سریع تر از چشم به هم زدنی جابجا شد.
- یلدا بابا ،از اون چای های فرد اعلا به ما نمیدی؟
romangram.com | @romangram_com