#بر_خاک_احساس_قدم_میگذارم_پارت_192

با بدجنسی ابرو بالا انداخت:

-میگم..این پرستارا یه وقت سر زده نیان تو؟

-خب بیان..مگه چی میشه؟

پلاستیک رو بالا گرفت و بهش اشاره کرد:

-اخه اگه در حین ارتکاب جرم دستگیرمون کنن کارمون ساخته ست! بعد از تو پلاستیک بسته ای رو بیرون اورد با چشمای گرد شده نگاهش کردم:

-زده به سرت؟

-از نظر زدن که زده!..ولی مهم اینه که چه جوری زده شده!

-یلدا به خدا دیوونه تر از تو سراغ ندارم!کی برای بیمار چیپس میاره که تو دومیشی؟ پلاستیک رو از دستش کشیدم و بسته های بعدی رو بیرون میکشیدم و هر لحظه چشمام گشاد تر می شد!پفک..لواشک..دو بسته شکلات..ابنبات چوبی..! یه بسته ادامس!

یلدابا اخم-بد کردم به فکرتم نذاشتم انقدر این کمپوتای ابکی نرم رو بفرستی تو خندق بلا؟حالت بهم نخورد از بس کمپوت خوردی؟حالا عوض تشکرت غر غر هم میکنی؟ بعدم پلاستیک رو کشید و گفت:اصلا نخور..خودم تنهایی همشو نوش جان میکنم.چیپس رو کشیدم و با خنده گفتم:

-اووو چه نازی هم میکنه بگیر بشین ببینم..بسته رو باز کردم غر زدم:

-ساده؟

-نه پس..! میخوای سرکه نمکی بگیرم ؟با این حالت از سرتم زیاده!فقط بجنب که کسی مچمونو نگیره اونم با این پرستارای اخموی اینجا!چه صبری داری تحملشون میکنی!

یه چیپس گذاشتم دهنم:اگه جای پرستارا بودم با این همه سر و صدایی که هر دفعه راه میندازی همون دفعه اول خفت میکردم. همون لحظه یه تو سری محکم خوردم با اخم گفتم:

-باز رم کردی؟

چیپس رو از دستم کشید: اصلا حقته هر روز کمپوتای نرم ابکی رو بخوری تو لیاقت دوستی مثل منو نداری! .. مثلا قهر کرد و رفت پشت به من نشست که بسته پفک رو باز کردم:

-یلدا؟

-یلدا و کوفت!منت کشی ممنوع!

-برو بابا کی خواست منتتو بکشه!سوال دارم پروفسور!

-بپرس!


romangram.com | @romangram_com