#بامداد_خمار_پارت_211
به شما چه مربوط است خانم. مگر من زندانی هستم؟ -
شوهرت سپرده که هر کس توی این خانه می آید یا از آن بیرون می رود باید با اجازه من باشد. من نباید بدانم این جا چه -
خبر است؟ پسر بیچاره من نباید از خانه خودش خبر داشته باشد؟
:به طعنه گفتم
خانه خودش؟ از کی تا به حال ایشان صاحب خانه شده اند؟ اشتباه به عرضتان رسانده. این جا خانه بنده است خانم. خیلی -
.زود یادتان رفته
:یکه خورد. ولی میدان را خالی نکرد
من این حرؾ ها سرم نمی شود. بگو کجا بودی؟ -
:با لحنی گزنده گفتم
.اگر نصؾ این قدر که مراقب رفت و آمد من هستید، مواظب نوه تان بودید، الان زنده بود -
:در حالی که صدای مرا تقلید می کرد گفت
.شما هم اگر به جای آن که بروید. بچه تان را پایین بکشید راست راستی به حمام رفته بودید، الان اجاقتان کور نبود -
:تیر مستقیما به هدؾ خورد و از جای آن ؼضب شعله کشید و صدایم به فریاد بلند شد
.نترسید، عروس خانم جدیدتان برایتان می زاید -
:و چون دیدم که با دهان باز مرا نگاه می کند افزودم
می خواهید بدانید کجا بودم؟ رفته بودم عروس بینی. رفته بودم خواستگاری. مبارک است. رفتم برایتان معصومه خانم را -
این دفعه در و تخته خوب به هم جور آمده اند. راست گفته اند که آب .خواستگاری کنم. الحق پسرتان انتخاب خوبی کرده
برادرهایش .چاله را پیدا می کند و کور کور را. عروس تازه خوب به شان و شئوناتتان می خورد. عمویش آژان است
.... صابون پز، قداره کش و مادرش کیسه دوز حمام است؟ چه طور است؟ می پسندید؟ کند هم جنس با هم جنس پرواز
:ابتدا نفهمید چه می گویم. بر و بر مرا نگاه کرد و گفت
.... این وصله ها به پسر من نمی چسبد. بیچاره صبح تا ؼروب دارد جان می کند -
:حرفش را قطع کردم
..... خودم دیدم. با همین دو تا چشم هایم، دختره را کشیده بود توی دکان -
:مطمئن شد. انگار خوشحال هم شد. با خنده گفت
آهان! ... پس تو از این ناراحت شده ای که یک نفر توی دکان رحیم با او بگو و بخند کرده؟ رحیم که دفعه اولش نیست -
که از این کارها می کند! خوب، دخترها توی خانه شان بتمرگند. بچه من چه کار کند؟ او چه گناهی دارد؟ جوان است. صد
سال که از عمرش نرفته! دست از سرش برنمی دارند. از اعیان و اشراؾ گرفته تا به قول تو برادرزاده آژان ... حالا کم
!که نمی آید
.تمام سخنانش نیش و کنایه بود. گزنده تر از نیش افعی
romangram.com | @romangram_com