#بامداد_خمار_پارت_136
انگار دویده باشم، نفس نفس می زدم، عرق می كردم و شوهرم عرق از پیشانیم پاك می كرد. مادرم كجا بود؟ چرا كنارم
نمی آمد؟ پس كی به بالینم می آیند؟ كی به یادم می افتند؟ اگر امشب بمیرم، دیدارمان به قیامت خواهد افتاد. باز درد باز می
.گشت
.مادر شوهرم در رفت و آمد بود. قابله یك لحظه از اتاق بیرون رفت
.رحیم جان، سرت را جلو بیاور -
بگو، چه می خواهی؟ -
.انعام خوبی به قابله بده -
.نگران نباش، راضیش می كنم -
:پیشانیم را بوسید. دستش در دست من می لرزید. مادر شوهرم وارد شد و این صحنه را دید. با خنده موذیانه ای گفت
محبوبه خانم، حالا هم دست برنمی داری؟ بگذار اول درد این یكی تمام بشود، بعد جای پای دومی را محكم كن! خوب -
.... !سر نترسی داری ها
:رحیم سر بلند كرد و به مادرش گفت .با نگاه تندی به او نگریستم و بعد به رحیم. ناگهان چشمانم دو كاسه پر آب شدند
مادر، بس می كنی یا نه؟ آمده ای قاتق نانش بشوی یا بلای جانش؟ -
در آن حال درد وحشتزده به مادرش نگاه كردم. از این طرز صحبت رحیم یكه خورده بودم. شك داشتم كه مادرش قهر می
كند و می رود. نكند به او برخورده باشد؟ نكند بدتر با من دشمن شود؟ نكند چشم ندید مرا پیدا كند؟ در مورد قسمت اول
:مادرش با بی عاری خندید و گفت .اشتباه كرده بودم
.چشم، من خفه می شوم تا مرؼت تخم طلایش را بگذارد -
در مورد قسمت دوم هم چندان درست حدس نزده بودم. مادر شوهرم چشم ندید مرا پیدا نكرد. او از اول چشم ندید مرا
:داشت. پرسیدم
رحیم، یعنی چه؟ تخم طلا یعنی چه؟ -
:مادر شوهرم در حالی كه خنده كنان از اتاق بیرون می رفت گفت
یعنی این كه بگذار بچه ات به دنیا بیاید و مهرش توی دل آقا جانت بیفتد، آن وقت ببین چه جور یك ده شش دانگ را به -
.اسمت می كند! اگر شش دانگ را نكند! سه دانگش كه حتما روی شاخش است
.رحیم هیچ نگفت و من باز از درد فریاد كشیدم
پسر بود. گرد و تپل و سرخ. از آبی كه قابله او را در آن شسته و قنداق كرده بود خیس بود. موهای سرش كم پشت و سیاه
بودند ولی تاب داشتند. دلم فرو ریخت. درست مثل موهای پدرش می شدند. پر چین و پر شكن. شست دستش را با سر و
.صدا می مكید. مثل بچه گربه چشمانش بسته بود
من در رختخوابی که قابله ملافه آن را عوض کرده و مشمع را از زیر بدنم برداشته بود، تر و تمیز و راحت دراز کشیده
بودم. رحیم پیشانی مرا بوسید و یک اشرفی به من داد. می دانستم کار و بارش رو به راه شده. هر روز پول هایی را که
romangram.com | @romangram_com