#باغ_پاییز_پارت_477

سروش نگاهم کرد و در حالی که در چشمانش شراره های عشق موج میزد گفت:

-موافقی یه گوش مالی حسابی بهت بدم؟

با صدا خندیدم و گفتم:

-حاضرم....

دوباره من رو در آغوشش گرفت و با آرامش گفت:

-پاییزم تروخدا دیگه هیچ وقت تنهام نذار. بدون تو می میرم.

بوسیدمش و در کنار گوشش زمزمه کردم:

-دوستت دارم....





romangram.com | @romangram_com