#باغ_پاییز_پارت_361
-میدونی کی اومده؟
سرم رو بلند کردم و با بی خیالی گفتم:
-نه کی اومده؟
سرش رو پایین انداخت و گفت:
-سروش .
سرم رو تکان دادم و در حالی که نگاهم به دختران جوان در حال رقص بود با خودم فکر کردم که او در این مدتی که ندیدمش چقدر تغییر کرده؟ بنفشه از سکوتم استفاده کرد و گفت:
-موقعی که احمد بهم گفت سروش هم میخواد بیاد از تعجب چیزی نمونده بود شاخ در بیارم. مونده بودم که کدوم یکی از شماها سروش رو دعوت کرده. تو رو که مطمئن بودم به خاطر حضور سامان این کار رو نمیکنی و زمانی که احمد گفت کار استاده بیشتر تعجب کردم . مونده بودم چطور اونها بعد از برهم خوردن رابطه بین تو و سروش باز هم با هم رابطه دارند.
نفس عمیقی کشیدم و به او نگاه کردم. سعی میکردم لبخند بزنم و پرسیدم:
-تو کی سروش رو دیدی؟
نگاهی به روبرو انداخت و در همان حال گفت:
romangram.com | @romangram_com