#باغ_پاییز_پارت_313

-کی اومده؟

با نگاهش گوشه ای از سالن رو نشانم داد و من از دیدن او در انجا به سختی یکه خوردم. او سر به زیر انداخته بود و با تلفن همراهش مشغول بود.

-این اینجا چی کار میکنه؟

-روزی که به کیانوش کارت میدادم پیمان هم کنارش ایستاده بود و من هم مجبور شدم به اون هم کارت بدم.

با چشمانی که از شدت تعجب گرد شده بود نگاهش کردم و با صدایی زیر پرسیدم:

-کیانوش؟

سرش را تکان داد که من با همان حیرت پرسیدم:

-دیونه شدی؟ برای چی به اینها کارت دادی؟

سرش رو بی حوصله تکان داد و گفت:

-انتظار داشتی وقتی پیروز ما رو برای نامزدیش دعوت کرد من به اونها کارت ندم؟

romangram.com | @romangram_com