#باغ_پاییز_پارت_194


نگاهش رو به چشمانم دوخت و روبروم ایستاد و گفت:

-اره خیلی قشنگه.

خندیدم و با دستم به روی بازویش زدم و گفتم:

-اونجا رو میگم.

و با دستم ویلا رو نشون دادم . اما او بی توجه به اشاره من با دستش بازوانم رو گرفت و گفت:

-منم این جا رو میگم.

و من رو در حرکتی سریع در اغوشش گرفت و گفت:

-پاییز خانم خیر مقدم عرض میکنم.

با شرم دست و پا زدم و گفتم:


romangram.com | @romangram_com