#بچه_مثبت_پارت_235

هنوز چند دقیقه از قطع گوشی نگذشته بود که پیغام داد.

"چون ممکنه عروس خانوم زیر لفظی رو بگیره و بله نده نچ، من زیر لفظی رو بعد از بله دادن می دم."

جواب دادم:

"لعنت به خودت و زیر لفظیت!"

جوابش پشتم رو لرزوند.

"ملیسا خانوم، به هم می رسیم!"

اون قدر فکر کردم که سردرد گرفتم. رفتار خونسرد متین هم شده بود قوز بالا قوز. چشمام داشت کم کم گرم می شد که متین به گوشیم زنگ زد.

- متین؟

- سلام خانومم.

- سلام.

- ملیسا، من واسه امشب بلیط دارم.

-چی؟ الان؟ چرا چرا انقدر زود داری می ری؟

- زود نیست و دیرم شده، عزیزم من دارم می رم دبی.

- چی؟

- می رم دنبال شریک بابات.

- فایده نداره.

- من دلم روشنه.

- اون اگه می خواست پول رو پس بده تا حالا داده بود.

- بذار سعیم رو بکنم. وقت نمی کنم ببینمت، الان تو سالن انتظار فرودگاهم، فقط دلم واست یه ذره میشه. مراقب خودت باش خانوم بلا.

romangram.com | @romangram_com