#بچه_مثبت_پارت_218


- کمک؟! می تونی تا آخر این هفته پنجاه میلیارد تومن جور کنی تا چک بابات پاس بشه؟ حالا این چک به جهنم، ده میلیارد دوم رو چی که دو هفته دیگه موعدشه؟

مبهوت به مامان نگاه کردم و گفتم:

- این جا چه خبره؟

اون قدر داغون بود که بی توجه به من به اتاقش رفت و در رو محکم به هم کوبید. سریع خودم رو به آشپزخونه رسوندم.

- سوسن؟

- بله خانم جان؟ سلام.

- سلام. این جا چه خبر شده؟

- نمی دونم خانم جان، فقط پدرتون ساعت ده، ده و نیم اومد خونه و سریع چمدونش رو جمع کرد و عباس رسوندشون فرودگاه. مثل این که مشکلی واسشون پیش اومده.

سریع با متین تماس گرفتم:

- الو متین جان؟

- جونم خانمی؟ چه زود دلت واسم تنگ شد.

- متین به مامانت بگو با خونوادم تماس نگیره.

- میشه بدونم واسه چی؟

- خودمم هنوز نمی دونم. انگار واسه بابا یه مشکل مالی پیدا شده.

- انشاا... رفع بشه. اگه کمکی از دستم براومد خبرم کن.

- ممنونم که درکم می کنی. بای.






romangram.com | @romangram_com