#با_بهار_پارت_194
گفت: پس می خوای چیکر کنی ؟
گفتم : راستش تصمیم دارم شنبه صبح برم مدرسه م می خواستم از مریم بپرسم اوضاع چطوره نهایتش اینه که یه کتک حسابی نوش جون می کنم .
گفت : مریم که حالا خونه نیست یعنی هیچ کی نیست رفتن خونه ی عمه م . میخوای بگم بهت زنگ بزنه ؟
گفتم : نه نه الانم قاچاقی دارم زنگ میزنم فقط بهش بگو شنبه تو مدرسه می بینمش .
گفت : بهاره ما رو از خودت بی خبر نذار اگه لازم باشه مامان و آقاجون رو میفرستم باهاشون حرف بزنن.
گفتم :نه در حال حاضر که سرشون حسابی شلوغه دارن زرین رو شوهر میدن امشب هم رفتن خونه ی داماد . کدوم بدبختی اون غول بی شاخ و دم رو گرفته ؟شب به خواب هر کی بره زهره ترک می شه .
با صدای بلند خندیدم و گفتم : ولی دختر خوبیه نصف اتاقش رو بخشیده به من .
romangram.com | @romangram_com